انقلاب سبز مخملی درایران صورت میگره صدایش به گوش اعلیحضرت "بان کی مون " میرسه. او دیگه طاقت اش طاق میشه در طیاره خود میشینه و میگه این انقلاب باید به ثمر برسه. از قضا خلبان امریکاییه و سرمنشی هم که زبان انگلیسی احمدی نژادی داره (در مسکو رییس جمهور روسیه به احمدی نژاد گفت:how are you احمدی نژاد گفت: yes ) و حرف خلبان را صحیح نمی فهمه. زمانیکه خلبان گفت من در ایران نمیرم بخاطریکه احمدی نژاد را در نیورک هوتل کرایه ندادیم! ما باید افغانستان بریم. بان کی مون که چشمایش ده خو بود هیچ نفهمید یک ok کره ای کرد وباز خاو رفت. یک وقت بان کی مون متوجه یک نوشته میشه که Kabul Airport یک دفعه میگه oh my god ما خو ویزه ایران گرفتیم ای چطورشدکه افغانستان امدیم؟ خلبان میگه "ویزه ترا بخوره افغانستان خانه دوم ماست"! ایرا میگه دستش را میگیره با مقامات افغان سلام علیکی را شروع میکنه. شب بعد ازنان قصه موش و گربه شروع میشه کرزی از خنده چشمک زدن هایش دوبرابرشده و ده او طرف دهان عبدالله تق تق اش شروع میشه وهمگی رابیاد چوکی ربانی که نت و بولدهایش سست شده بود میاندازه .دراین محفل بجز خلیلی و فهیم که انگلیسی نمی فهمیدهمگی خوش وخندان بودند. صبح سر چای مجددی خاوی را ملایکه برایش گفته بود که کرزی رییس جمهور میشه با حاضران درمیان میگذاره و بعد از چند دقیقه کرزی رییس جمهور میشه! بان کی مون دوباره عازم امریکا شده و اوباما استقبالش میایه. در میدان هوایی بان کی مون در گوش اوباما میگه" بچیم سیاه سیاست را از کاکای خو یاد بگر".
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Wed 4 Nov 2009 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت
دوستان خوب فرهنگی ام سلام.
خیلی ها دیر یست که در این دفتر نوشته ای نیست از این سبب معذرت میخواهم. انشاالله در اینده در خدمتم ومنتظر نظرات تان. اما تقاضا من اینست که در نظرات ما فرهنگ نوشتن باید مراشود. بطور نمونه میگم اینکه در بعضی ویبلاگها نظرات خارج از معیار نویسندگی است و حتی نام دیگران را بکار میبرند تا انهارا خرد کنندیا اینکه نظرات رکیک و بدون نام میدهند.
من خودم چند بار شده که از دوستان فرهنگی ام به خاطر کار دگران که بنام من تمام شده عذر بخواهم و مسله را روشن کنم گر چند انها هم از همین نکته شکایت دارند. فقط همین
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Sun 1 Nov 2009 ساعت 23:4 موضوع | لینک ثابت
بعد ازرفتنت ای باب یتیمان چکنم
من و این کودک و این سرد زمستان چکنم
این همه رنج کاز هجر فراقت دارم
تک وتنها دراین دوره هجران چکنم
تو که از خانه ما رخت سفر بربستی
من واین دست گدایی به خیابان چکنم
خوش به حالت چقدر آسوده خاطر گشتی!
آه با فطرت این عالم و دوران چکنم
همه جا رنگ خزان است به محدوده ای چشم
مثل یک برک خزانم در بهاران چکنم
هرکسی گفت کاین زاده تقدیری زن است
من و تقدیر زمان با غم و افغان چکنم
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Tue 17 Feb 2009 ساعت 21:22 موضوع | لینک ثابت
عید تان مبارک
ماه رویان وطن!شمایکه خورشید راحسودکرده اید!
سبزه ها طراوت را فراموش کرده است!
بوسه برلبان تان طعم انگورحسینی هرات را دارد
پیر مردان و پیرزنان!
شما که زینت قصهَ خوانواده اید
مهر شما میان سینه شفاف کودکان جا گرفته
و
میله های کوچکش حصار کرده است
جوانان!
همت شما یاور پامیر است
سلسله جبال میهنم حمایل سینه مدافع شماست
غریو شیر تقلید نعره های تست
که دران روبا ها تزویر را ازیاد میبرد
وشما هم ای کودکان!
بلبلان ناز میهنم!
امید فردای فصل این خاک
لیک افسوس
من دورم از آن دیار
تا ببینم
بشنوم
آهنگ مست " قوقو برگ چنار" را
و صف هایکه کمان رستم است
بر لب جویبار مست دهکده
تکرار میکردیم
عید تان مبارک مبارک
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Fri 12 Dec 2008 ساعت 8:28 موضوع | لینک ثابت
…..آنچه که یک نوشته میتواند داشته باشد, همانا اثرش است که بر خوانندگان میگذارد. کمیت های بی کیفیت در نوشته همانگونه که ثمری ندارد خواننده را نیز بر آن وا میدارد که دگربه اثر نویسنده ترتیب اثر ندهد. دوم اینکه هنر- هنر است چه آنرادرجلب وجذب یک ساختمان مصرف کنیم، برای تزیین در لباس ویا هم در نوشتن یک اثری. مهم این است که چگونه استفاده کنیم که این خودش وابستگی به چقدر خواندن هنر دگران دارد. چون هنر را هنر میافریند.
نوشته زیر که از نویسنده شهیر وکتور هوگو مباشد، در چند جمله پر محتوا از قوانین طبیعی (ریاضی) یک قانون (زندگی) را که در حقیقت نمایش یک ابتکاریست برای همه آنهایکه جهت رفتن کعبه از ترکستان عازم است.
هدف این نیست که یک نویسنده حتمی هم ریاضی دان ،.............. باشد. ولی آنچه مهم است طرز دید نویسنده به سوژه دلخوا خودش است. پس دعوتتان میکنم به این نوشته زیبا.
دنیای کنونی مجموع ریاضیات است:
اگر؛
خوبی هاراجمع کنیم
بدی هاراکم کنیم
شادی هارا ضرب کنیم
غم ها راتقسیم کنیم
محبت هارابه توان ببریم
نفرت هارا زیر جذربگریم.
"وکتورهوگونویسنده معروف فرانسوی"
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Sun 12 Oct 2008 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
این سروده به قامت بودا نمی ارزید پس به خرابه هایش تقدیم باد
پیامم را رسان پیک صبا برقله بابا
بگو ای مصدر بی منت هرجلگه ودریا
نوید سبزه ها هستی شکوه چشمه سارانی
دوچندان میشود ازفیض هایت بامیان ما
شده نامت دوای دردهاومژده ومرحم
بروی زخمهای چاک چاک وناسوردلها
عدوبوده بفکر سرقت زیبا ترین هایت
ازاینجا کرد او خودرا شکن بت ها مسما
نتیجه این شد آخردشمن ازکینه بجوش آمد
به نفرت کرد ویران پیکر مردانه بودا
ازاین یاغی گری ها و زین مفکوره زشتی
ببین تو روز آنها را بدشت وکوه وصحراها
زکابل یا هرات وبامیان باستان اورفت
عجب شایسته او هست تورابورا و گودالها
توهم ای کوه مغرورم مشونومید ازاین هجران
چه زیبا گفته دانایان که "چه کن است خودش درچاه"
یاسین نصرت
" 9 جولای 2005 کراچی پاکستان"
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Thu 25 Sep 2008 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت

روز جهانی صلح را بر همه شما دوستان و ارزومندان تبریک میگویم. امید که همه شما در سایه این نعمت گرانبها روز و شب خوبی را داشته باشید.
امروز میبالم که در روز جهانی و خجسته صلح اولین صغحه وبلاگم را با کلماتی از جنس ارامش و خوشبختی مزین میکنم.
بلی امروز در کالج" تبرتون" از این روز با جشن و سرور تجلیل به عمل آمد که التیام بخش هزاران دل دردمند و رنجور شد.
آری
ای صلح
بی تو هرگز
انسان به معنویت نمیرسد!
نوشته شده توسط یاسین نصرت در Fri 19 Sep 2008 ساعت 16:25 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

نام : یاسین نصرت
علاقه : خواندن نظرات نیک و سازنده
خاصیت : جمع کردن دوستان فرهنگی
اضافه شده : در سال 1364 در جمع سرگردانان دنیاه
فهرست اصلی
دوستان
علی (ادیلاید)
بی بی سی فارسی
الیاتو ( نادر احمدی)
مرده های بی برکت ( الیاس علوی)
اقبال صفری
حنیف رضوانی
یادداشتهای از استرالیا (بسم الله رضایی)
روح الله یعقوبی
سایت معلوماتی
خانم ریخانه "اخی"
مرتضی
طاهر سروش "دولتشاهی"
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY